ارزش زن دراسلام![]()
سخن از آن درّ گراني است كه در وجود تك تك زنان نهاده شده است و جزء ذات و فطرت و حقيقت وجودي زن و عفت اوست.
آري زنان ذاتاً عفيفند و جزو ذاتشان است. و اين، فطرت است كه به ارمغان آورنده شخصيّت و كرامت براي اين موجود ممتاز اجتماعي است.
اوّلين و بهترين سلاحي كه ضمانت و صيانت ازعفت زن را بر عهده دارد چيزي نيست جزآن مهم مؤكد در اسلام كه حجاب ناميده مي شود. بشريت بايد به هوش باشد كه بدخواهان و شيطان سيرتان در پي زدودن اين امتياز ويژه از وجود زن، بي مهابا در تلاش اند.
آنان كه در پي ترويج بي حجابي اند، ارزش زن را آن اندازه تنزّل مي دهند كه همسان حيوان، حيايي برايش باقي نماند. منكرين حجاب، به گونه هاي متعدد حربه هاي شيطاني خود را عنوان مي كنند كه ما در اين پست به دو مورد از توجيهاتشان پرداخته و مورد نقد قرار مي دهيم.
توجیهات بی حجابی![]()
آنان مبارزه با حجاب را نوعي دفاع از حقوق و آزادي زن قلمداد مي كنند و حجاب را مانع آزادي زن مي دانند و چنين وانمود مي كنند كه مقام زن برتر از آن است كه وي در چهارچوب يك قانون محدود كننده، از آزادي و حضور مؤثّر اجتماعي محروم گردد و الزام حجاب برزن را نوعي بي اعتنايي به حيثيت انساني و حق طبيعي و بالاخره ظلم به زن مي دانند. آنان حجاب را زنداني براي او معرفي كرده اند. خانم شهره مستشار در كتابي با عنوان "زندانيان چادر" كه در انگليس منتشر شده موارد گفته شده را آورده است(1).
در پاسخ به اين افراد كه داعيه دفاع از آزادي زن را دارند و حجاب را مانع آن مي دانند بايد گفت: آزادي، قلمروهاي متعدد و گوناگوني دارد، مانند: بيان، انديشه، عقيده، فعاليتهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و هنري. حال، حجاب كدام يك از اين آزاديها را سلب مي كند؟ حضور اجتماعي زنان ممنوع نيست؛ بلكه مطلوب هم هست و در صورتي كه اختلاط زن و مرد با حفظ تمامي شئون صورت پذيرد، حرمت ندارد. وقتي فعاليتهاي اجتماعي و سياسي زنان، ممنوع نيست پس كدام آزادي است كه حجاب، آن را از زن گرفته است.
شايد مراد از آزادي در گفتار اين دسته افراد، هرزگي جنسي و بي بندباري است كه در حقيقت سلب انسانيت و كرامت از زن است. البته كه حجاب اين آزادي را سلب مي كند كه رسالتش هم همين است تا ارزش، وقار و شخصيت زن را حفظ كرده باشد. و البته شايد حجاب سختيهايي را به همراه داشته باشد كه وقتي هدف آن حفظ مقام زن و سلامت جامعه باشد تحمل آن، امر مطلوب و قابل تقدير است. مگر دستيابي به ديگر توفيقات با دشواريها همراه نيست؟(2)
توجيه دوم
زن مانند مرد داراي ذوق، فكر، فهم، هوش و استعدادِ خدادادي است و بيهوده هم نيست؛ پس بايد به كار گرفته شود. وجود اين استعدادها در زن دال برحق استفاده از آنها است. وسوسه گران و مروّجان حيوانيّت اين گونه وانمود مي كنند كه حجاب، مانع بروز اين استعدادها در اجتماع است و همچنين آن را ضربه اي به اجتماع مي دانند؛ چرا كه در صورت الزامي بودن حجاب نيمي از افراد جامعه معطل هستند و حجاب جلوي فعاليتهايشان را مي گيرد.(۳)
آنان غافل اند از اينكه حجاب اسلامي هيچ وقت موجب هدر رفتن چنين سرمايه هاي ذاتي نيست. زنان مسلمان در جوامع اسلامي با حضور در صحنه هاي متعدّد سياسي، اجتماعي و اقتصادي، به ويژه در دهه هاي اخير در جمهوري اسلامي ايران، به اثبات رساندند كه حجاب هيچ گونه منعي براي فعاليّت مثبت زنان ايجاد نمي كند.
حجاب در اسلام لذتهاي جنسي را فقط به محيط خانواده و براي همسر مشروع اختصاص مي دهد(۴) و محيط كار بايد خالص از هرگونه ظاهري باشد كه از آن استفاده جنسي مي شود و عامل تحريك قواي شهواني است. از طرفي همان گونه كه بيان شد اسلام هيچ گونه منعي براي حضور زنان در اجتماع و صحنه هاي گوناگون ندارد؛ همچنان كه در جنگهاي صدر اسلام زنان مسلمان با اجازه پيامبر براي كمك به رزمندگان اسلام (به خصوص در جنگ احد)(۵) همراه آنان از شهر بيرون مي آمدند، و با آب رساني به نيروها، شستن لباسهاي آنان و مداواي مجروحان به آنان كمك مي كردند. حتي در جنگ احد يكي از همين زنان به نام "نسيبه" وقتي جان پيامبر را در خطر ديد و مسلمانان پا به فرار گذاشتند، شمشير به دست گرفت و به دفاع از حضرت پرداخت كه تا حد زيادي در نجات جان ايشان مؤثر واقع گشت.(۶)
همچنين بسياري از مشاغل اجتماعي زمان پيامبر را زنان عهده دار بودند از قبيل كار در مزرعه، پرستاري، معالجه و درمان بيماران و... كه هيچ كدام مورد نهي پيامبر قرار نگرفت.(۷) آيا اينها دلايل محكمي بر بطلان ادعا و توجيه دوم نيست؟
حال كه دريافتيم اسلام با حضور زن در صحنه هاي اجتماعي؛ به شرط حجاب مخالفتي ندارد و حجاب هم خللي در ارائه خدمت وارد نمي كند، كدامين محيط كار، بهره وري اش بيشتر است؟ محيطي كه مسموم به ظواهر شهواني است كه آرامش افراد را به هم مي ريزد يا محيطي كه در پناه عفت و غيرت است؟ بر فرض محال اگر زنان توان حضور در اجتماع را پيدا نكنند و در منزل مشغول جلب رضايت همسر و تربيت فرزند شوند، چه ضرري متوجه جامعه است؟ چرا كه حضرت رسول صلي الله عليه وآله در جواب زناني كه تقاضاي حضور در جنگ مي كردند، فرمود: "انّ حُسْنَ التَّبَعُّلِ يَعْدِلُ ذالكْ كُلَّهُ؛
خوب شوهرداري كردن با جهاد "في سبيل اللَّه" برابري مي كند."(۸)
افرادي كه با اين توجيهات دروغين و استدلالات بي پايه خود را طرفدار حقوق زن جلوه مي دهند خواسته يا ناخواسته، دانسته يا ندانسته در اوج غفلت اند و نمي دانند بي حجابي چه فاجعه اي براي جامعه بشري به بارآورده است.
آثار بي حجابي ![]()
زدودن گوهر حجاب از وجود زن، محو ارزش واقعي انساني از اوست. ارمغان شوم بي حجابي جز تنّزل مقام زن از شخصيت اجتماعي او نيست. از سوي ديگر وقتي زن از اصالت انساني خود عدول كرد، مورد طمعِ هوس ورزان و حيوان صفتانِ انسان نما قرار مي گيرد و ناامني در اجتماع دامنگير زنان جامعه مي شود.(۹) زني كه بدون پوشش، بذك كرده و... در ميان نامحرمان نمايان شود، براي رسيدن به او ديگر به عشق و عاطفه، علاقه قلبي و ميل باطني، كه عامل افزايش بهاي معشوق است، نيازي نيست. در اين صورت او با عينك عشق ديده نمي شود؛ بلكه فقط و فقط براي ارضاي اميال جنسي و شهواني مورد طلب قرار مي گيرد. در اين ميان ماديّات واسطه است، نه انسانيّت. در اين وضعيت، كرامت زن تا اندازه اي سقوط كرده كه حتي مردان، در طلب زنان نيستند، بلكه زنان در پي مردان اند تا با ذلت و خواري خود را به آنان عرضه كنند.(۱۰) و نكته قابل توجه ديگر اينكه افراد فرصت طلب جامعه و آنان كه در هرزه گري غوطه ورند، به دنبال كدامين دسته از زنانند؛ زنان مسلح به سلاح حجاب يا زنان بزك كرده كه همه جا روانند؟(۱۱)
2. فروپاشي خانواده
يكي از آثار رواج بي حجابي اين است كه مردان كم كم از زنان رويگردان مي شوند.(۱۲)
استاد مطهري در كتاب مسئله حجاب مي نويسد: "فلسفه پوشش و وضع كاميابي جنسي از غير همسر مشروع از نظر اجتماع خانوادگي اين است كه همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوشبخت كردن او به شمار مي رود، در حالي كه در سيستم آزاد كاميابيهاي جنسي همسر قانوني از لحاظ رواني يك نفر رقيب و مزاحم و زندان بان به شمار مي رود و در نتيجه كانون خانوادگي براساس دشمني و نفرت بنا مي شود."(۱۳)
مقدمه اصلي روابط نامشروع بين زن و مرد در خارج از خانواده بي حجابي و عدم رعايت عفت است. درچنين وضعيتي ارزش خانواده به شدت سقوط خواهد كرد و اينجاست كه آمار وحشتناك طلاق بيداد مي كند. گواه بر اين ادّعا اسنادِ موجود است. در گزارشي كه در سال 70 از روزنامه اطلاعات به چاپ رسيد، آمار ازدواج در آمريكا، طي 20 سال گذشته در پائين ترين حد بوده است. همچنين در آن گزارش آمده است كه از هر 1000 زن متأهل آمريكايي 15 - 44 ساله، تنها 91 نفر متأهل باقي ماندند(۱۴). آيا باز هم بي حجابي حق زن است؟
3. گسترش فساد
وقتي ارزش زن فقط و فقط در حوزه جاذبه جنسي او منحصر شد و در انظار عموم به نمايش درآمد نتيجه اش چيست؟ بي حجابي بنيان خانواده را فرو مي ريزد و اين مقدمه اي براي رواج فساد است. با فروپاشي خانواده عمل ضد اخلاقي همجنس بازي رواج مي يابد،(1۵) همان طور كه در كشورهاي غربي به وضوح ديده مي شود. همچنين وقتي بنياد خانواده از بين مي رود، كودكان بجا مانده(1۶) از آن كه قربانيان آزادي و بي حجابي اند، زير چتر كدام نهاد تربيتي، اخلاق و ادب را خواهند آموخت كه مانند تربيت يك مادر در خانواده محكم و استوار باشد؟
فساد برخاسته از بي حجابي و آزادي غيرمشروع زن بسيار خطرناك است. محمد غزالي در كتاب خود از جورج بالوشي هورفت نويسنده غربي نقل مي كند كه او از اين خطر به عنوان خطر بمب جنسي ياد مي كند و از سازمان بهداشت جهاني مي خواهد كه چاره اي براي حل اين بحران بينديشد.(1۷)
4. ركود فعاليتهاي مفيد اجتماعي
وقتي جامعه و محيط اجتماعي سلامت و صلابت خود را با بي بندوباري از دست بدهد و فساد گسترش يابد، استعدادهايي كه مي توانند در خدمت تحقيق، تعليم، تعلم، تفكر، سازندگي و بالندگي جامعه قرار گيرند، در خدمت آنچه نبايد، قرار مي گيرند و اينجاست كه پتانسيل عظيمي از نيروهاي انساني تباه خواهد شد.(1۸)
دليل طرح مسئله بي حجابي
علّت طرح مسئله بي حجابي به بهانه دفاع از زن چيست؟ جوابهاي متعددي را مي توان عنوان كرد ولي مهم ترين آنها دو مسئله است:
1. شهوت طلبي مردان
افراد شهوت پرست و لذت گرا براي ارضاي اميال جنسي خود در صدد برآمدند تا با عناوين فريبنده اي چون "حقوق زن" و "آزادي زنان" آنان را از قيد و بند حجاب رها سازند و از خانه ها بيرون بكشند تا ميل شهواني و حيواني خود را ارضا كنند.(۱۹)
2. بهره كشي اقتصادي
كارفرمايان و سرمايه داراني كه به دنبال نيروي كار ارزان بودند، زنان را افراد مناسبي ديدند؛ چون كمتر از مردان حقوق مي گرفتند، به همين منظور بحث آزادي آنان را مطرح كردند.(۲۰) همچنين استفاده از زن عريان در فيلمها و... درآمد كلاني براي شركتهاي سينمايي و... داشت.
حجاب در اوج بي حجابي
گرايش زنان و دختران بي حجاب در جهان به حجاب در صحنه هاي فراواني به چشم مي خورد. به عنوان مثال، با اينكه در دولت فرانسه فعاليتهاي عجيبي عليه اسلام ديده مي شود، گرايش مردمش به اسلام و حجاب فراوان است.(2۱)
افرادي مانند: فريده سيف نصر، سهيد رمزي و... از هنرپيشه گان مصري مي گويند ما پس از حجاب، خود را دوباره پيدا كرديم.(2۲)
جايگاه حجاب در اسلام
خداوند متعال در قرآن مسلمانان را از نگاه به نامحرم نهي مي كند و دوري از نگاه حرام را واجب قلمداد مي نمايد.
"قُل لِلْمؤمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أبْصرِهِمْ ويَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ"؛(2۳)
"به مؤمنين بگو چشمهاي خود را از نگاه به نامحرم فرو گيرند و دامان خود را حفظ كنند."
"وَقُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أبْصرِهِنّ ويَحْفَظْنَ فُروجَهُنَّ..."؛(2۴)
"به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را از نگاه هوس آلود فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند... ."
طبق اين دو آيه نگاه به نامحرم چه زن و چه مرد متقابلاً حرام است. همچنين به پوشاندن شرمگاه از منظر نامحرم، (غير از شوهر و همسر) امر شده و آشكار نمودن آن حرام است.(2۵)
خداوند متعال در قرآن در ادامه آيه 31 از سوره نور به ويژگي اصلي زن كه حجاب است اشاره مي كند و مي فرمايد: "وَلايُبْدِين زِينَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها"؛ "و زينت خود را جز آن مقدار كه آشكار است نمايان نكنند."
در اين آيه كه نهي از آشكار نمودن زينت است، مراد محل زينت است نه خود زينت. چون خود زينت از قبيل گوشواره و دستبند يا... آشكار كردنش اشكالي ندارد و حرام نيست، پس مراد محل آن زينتهاست، مثل: گوش كه محل گوشواره است. خداي متعال آن دسته از مواضع و محل زينت را كه آشكار است از اين حكم استثنا كرده و در روايات آمده است كه مراد از آن، صورت، كف دو دست و قدمها است.(2۶)
مرحوم علامه طباطبايي در تفسيرالميزان روايتي از امام صادق عليه السلام نقل مي كند(2۷) در جواب سؤالي كه پرسيده شده بود، زني كه به مردي محرم نيست چه مقدار نگاه به او حلال است؟ فرمود: صورت و كف دو دست و قدمها. و همچنين از امام موسي بن جعفرعليهما السلام از كتاب قرب الاسناد حميري نقل كرده كه در جواب چنين سؤالي فرمود: صورت و دو كف و دو قدم.
همچنين خداوند در ادامه همان آيه مي فرمايد: "وَلايَضْرِبْنَ بِأرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمْ مايُخْفيِنَ مِنْ زِينَتِهِنَّ و..."؛(2۸)
"هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينتهاي پنهانشان دانسته شود."
خداوند متعال با اين بيانات زنان و مردان را به كمال رعايت عفت و دوري از اموري كه مي تواند عامل برافروختن آتش شهوت شود دعوت مي كند. در بخشهايي از آيه 31 سوره مباركه نور آمده است: "وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمْرِهِنَّ علي جُيوبِهِنَّ"؛ "روسري خود را بر سينه افكنند [تا گردن و سينه با آن پوشانده شود]."
علامه طباطبايي در تفسير اين آيه مي گويد(۲۹): "كلمه خُمُر جمع خمار است، يعني جامه اي كه زن سر خود را با آن مي پيچد و زائد آن را به سينه اش آويزان مي كند و كلمه جيوب به معني سينه ها است، پس معني آيه اين مي شود: به زنان دستور بده تا اطراف مقنعه ها را به سينه هاي خود انداخته، آنرا بپوشانند."
پس پوشاندن سينه هاي زن وبه تبع آن گردن واجب است.(3۰) و همچنين در ادامه آيه 31 سوره نور در حرمت آشكار نمودن زينت، استثنايي بيان مي شود و آن اينكه: "وَلايُبْدين زِينَتَهُنَّ إلاَّ لِبُعولَتِهِنَّ أوْ... "؛ "نبايد زينت خود را آشكار كنند، مگر براي شوهران خود يا... ."
حجاب براي زن نزد افراد زير واجب نيست:
1. پدر؛ 2. مادر؛ 3. پسر پسر؛ 4. شوهر؛ 5. پسرهمسر؛ 6. برادر؛ 7. پسربرادر؛ 8 . پسرخواهر؛ 9. زن مسلمان؛ 10. بردگان؛ 11. پيران و بچه هايي كه تمايلي به زن ندارند؛ 12. كودكاني كه از عورات جنسي و امور زنان با خبر نيستند.(3۱)
کلام راباروایتی ازرسول خدا به پایان میبریم
در روايتي از پيامبر(ص) حكايت شده كه دو گروه اهل آتشاند يكي از آنها كساني هستند كه حجاب خود را رعايت نميكنند "كاسيات عاريات(صحيفه الرضا(ع)، ج 3، ص 1680 و ميزان الحكمة، ج 2، ص 259.) از اين روايت معلوم ميشود كه رعايت حجاب شرط ورود به بهشت است.
منابع:
1) جوانه رشد، مهدي مهريزي، چاپ اول، 1379، تهران، ص 71.
2) آسيب شناسي حجاب، مهدي مهريزي، چاپ اول، 1379، تهران، جوانه رشد، ص 71-73
۳) آسيب شناسي حجاب، مهدي مهريزي، ص 61.
۴) مسئله حجاب، مرتضي مطهري، صدرا، ص 105 و 106.
۵) فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام، جعفر سبحاني، نشرمشعر، چاپ پانزدهم، 1382، قم، ص 290 و 291.
۶) همان.
۷) آسيب شناسي حجاب، مهدي مهريزي، ص 62و63.
۸) فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام، جعفر سبحاني، ص 290.
۹) درّ و صدف، محمد شجاعي، نشرمحيي، قم، چاپ اول، 76، ص 52.
۱۰) پرسشها و پاسخها، محمدتقي مصباح يزدي، مؤسسه امام خميني، قم، 1382، ج 50، ص 101.
1۱) مسئله حجاب، مرتضي مطهري، صدرا، ص 68و69.
1۲) پرسشها و پاسخها، محمدتقي مصباح يزدي مؤسسه امام خميني، قم، 1382، ج 5، ص 101.
1۳) مرتضي مطهري، مسئله حجاب، صدرا، ص 78.
۱۴) روزنامه اطلاعات، چهارشنبه 6/6/1370، ص 13.
۱۵) پرسشها و پاسخها، محمدتقي مصباح يزدي ص 101.
1۶) همان، ص 102.
1۷) مسائل زنان سنتهاي بين كهن و جديد، محمد غزالي، ترجمه مجيد احمدي، نشراحسان، 1379، چاپ اول، ص 60.
۱۸) براي مطالعه بيشتر ر.ك: مسئله حجاب، مرتضي مطهري، ص 105 و 106.
۱۹) پرسشها و پاسخها، محمدتقي مصباح يزدي مؤسسه امام خميني رحمه الله، 1382، ج 5، ص 99.
2۰) همان.
2۱) مسائل زنان سنتهاي بين كهن و جديد، محمد غزالي، ص 61و62.
2۲) مجله پيام زن، ش 11 و12 و13.
2۳) نور/30.
2۴) همان/31.
2۵) تفسيرنمونه، ج 14، سوره نور، آيه 30و31، ص 438 و... .
2۶) تفسيرالميزان، ج 15، سوره نور، آيه 31، ص 163 و...، ترجمه فارسي.
2۷) همان.
2۸) همان، ص 160.
۲۹) تفسيرالميزان، ج 15، سوره نور، آيه 31، ص 441، ترجمه فارسي.
3۰) تفسير نمونه، ج 14، سوره نور، آيه 31، ص 430.
3۱) براي مطالعه بيشتر ر.ك: تفسيرنمونه، سوره نور، آيه 31.
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
یکی ازکسانیکه متاسفانه درجوامع امروزی به عنوان ابزارتبلیغاتی برای برای ابزاروحتی بغضی مواقع برای بی ارزش ترین لوازم به کارمی رود«زن» است که به عنوان عروسکی شب گردان دردستان انسانهای بوالهوس قرارداردودرمقابل خداوندمتعال به این موجود به جنس برابر مردوبه تعبیر قران به اوهم به عنوان جانشین خداوند می نگردکه حتی مانندزن فرعون که درخانه فرعون بودولی خداپرست بودمیتوان الگوی هرمردوزن باایمانی باشدلذا ازدیرزمان درمکتبهای الهی انبیا راماموربه بیان ارزش این موجود مامور می کردوهرگز به زن اجازه نمی دهدخودرا به عنوان کالا درمعرض دیددیگران قرار دهدلذا به اوهمواره دستوربه حفظ شخصیت والای خودداده ماقصدداریم به این موجودالهی ومحبت خدابه وی دراسلام عزیز ودیگرادیان بپردازیم ودراین پست به این امرالهی توسط حضرت موسی و عیسی ودرپستهای بعدی ازدیداسلام به ان خواهیم پرداخت .
گرايش فطري انسان او را به نوعي پوشش فرا ميخواند و همين پوشش كه ميل فطرتهاي پاك و تأثير نايافته از انحرافهاي محيط، بدو تعلق دارد، در اديان پيشين مطرح شده است.
بررسي آداب و رسوم اقوام پيشين و گذشتة مردم برخي جامعهها نشان دهندة وجود چنين قانوني در آيين آنها است. در برخي از اقوام و اديان، مسأله پوشش زن با سختگيري و شدت عمل همراه بوده است; مثلاً در اصول اخلاقي تلمود و آيين يهود چنين آمده است: "اگر زني به نقض قانون يهود ميپرداخت; چنانكه مثلاً بيآن كه چيزي بر سرش داشت و در ميان مردم ميرفت و يا در شارع عام نخ ميرشت يا با هر سنخي از مردان درد دل ميكرد يا صدايش آن قدر بلند بود كه چون در خانهاش تكلّم مينمود، همسايگانشان ميتوانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد."(تاريخ تمدن ويل دورانت، ج 4، ص 461، شركت انتشارات علمي و فرهنگي.) حجاب را در ايران قديم، هند و آلمان و برخي قبايل نيز ميتوان رديابي كرد. ويل دورانت مينويسد: "بالاتر از سرزمين ارمنيان و در كنار درياي سياه، سكاها بيابانگردي ميكردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه ميداشتند."(همان، ج 1، ص 336 / ر.ك: حجاب از ديدگاه قرآن و سنت، فتحيه فتاحيزاده، ص 15ـ21، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي.)
بنابراين حجاب در اديان پيشين به نوعي بوده است، ولي گذر زمان و انحرافهاي جامعهها و دوري آنها از مسائل معنوي باعث شد تا عملاً بيشتر مردم زير بار چنين قانوني نروند.
در زمان حضرت عيسيغ و بر اساس آيين مقدس آن حضرت نيز حجاب و پوشش براي زنان بوده است، و بررسي تاريخ و دوران زمان پيامبري آن حضرت نشان ميدهد كه حجاب زنان طبق آيين مسيحيت به اين شكل كه امروزه در غالب جوامع مسيحي رواج دارد نبوده است; چنان كه هم اكنون نيز راهبهها و مادران مقدس در كليساها داراي پوشش كامل هستند.
ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن ميگويد: در عصر مسيحيان زنها در محافل مذهبي پذيرفته ميشدند... و حضورشان در مراسم عبادت بدون حجاب ممنوع بود... زنان مسيحي همچنين ميبايستي از استعمال وسايل بَزك و جواهر و... خودداري ميكردند...".(براي آگاهي بيشتر ر.ك: تاريخ تمدن، ويل دورانت، ترجمه: حميد عنايت، پرويز داريوش، علي اصغر سروش، ج 3، ص 698 ـ 699، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي.) به هر حال حضرت مريمدر مقابل نامحرم داراي پوشش كامل بوده است و اين شيوة لباس زنان مسيحي در غرب در قرون اخير و پس از رنسانس معمول شده است.
حجاب در شريعت موسي(ع):
"ويل دورانت" راجع به قوم يهود و قانون تلمود مي نويسد: "اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت، مثلاً بي آن كه چيزي بر سر داشت، به ميان مردم مي رفت و يا در شارع عام نخ مي ريسيد يا با هر سخني از مردان درد دل مي كرد يا صدايش آن قدر بلند بود كه چون در خانهاش تكلّم مي كرد، همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد".(2)
از كتاب مقدس نيز بر مي آيد كه در عهد سليمان(ع) زنان علاوه بر پوشش بدن، "بُرقَعْ" (روبند) به صورت مي انداختند.(3) همين سنت در زمان ابراهيم(ع) رايج بود. نامزد اسحق "رِفْقه" ابتدا كه اسحق را ديد، برقع به صورت انداخت.(4)
حجاب در شريعت عيسي(ع):
آن چه از حجاب در شريعت موسي(ع) بيان شد، در شريعت حضرت عيسي(ع) نيز وجود دارد، چون عيسي گفت: "فكر نكنيد كه من آمدهام تا تورات و نوشتههاي پيامبران را منسوخ نمايم، بلكه آمدهام تا آنها را به تحقق برسانم".(5)
زنها در قرنهاي اوليه مسيحيت تنها با چادر مي توانستند در مراسم عبادي شركت كنند، زيرا گيسوانشان فريبنده به شمار مي رفت و مي گفتند حتي فرشتگان ممكن است در موقع اجراي نماز از ديدن آنها حواسشان پرت شود!(6) "پاولوس" فرمان داد زنان بايد حجاب داشته و سر خود را بپوشاند.(7)
بنابراين حجاب و پوشش زنان هم در دين يهود وجود دارد و هم در دين مسيحيت، بله در جزئيات حجاب كه چه مقدار پوشش لازم است، بين اديان و مذاهب تفاوت هايي وجود دارد.
پي نوشتها:
1. مجله پيام زن، ش 19، ص 69 - 71؛ ش 20، ص 80 - 83.
2. ويل دورانت، تاريخ و تمدن، ج 4، عصر ايمان، ص 461؛ ابراهام كهن، گنجينهاي از تلمود، ص 186.
3. كتاب مقدّس، عهد قديم، سفر نشيد الاناشيد، باب 5.
4. همان، سفر تكوين، باب 24.
5. عهد جديد، انجيل متي، باب 20.
6. تاريخ تمدن، ج 9، ص 242، به نقل از مجله پيام زن، ش 20، ص 80 - 83.
7. جلال الدين آشتياني، تحقيق در دين مسيح، ص 286.
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
سالهاتاریخ شمسی گشت وگشت ![]()
![]()
شادمان شدتاشنیداین سرگذشت
روزمیلادامام هشتم است ![]()
![]()
هشت هشت جمعه هشتادوهشت
این پست راه مناسبت ولادت امام مهرومحبت قرارداده ام وازپست بعدی بازهم به موضوع محبت خواهیم پرداخت ولادت باسعادتش مبارک
امام رضاعليه السلام و مناظره با عالم مسيحي
صفوان بن يحيي، از دوستان نزديك امام رضاعليه السلام گويد: يوحنّا، معروف به "ابوقُره" از انديشمندان علم كلام در جهان مسيحيت، از من خواست كه او را به حضور حضرت رضاعليه السلام ببرم. من از حضرت رضاعليه السلام اجازه گرفتم و او را به حضور امام عليه السلام بردم. "ابوقُره" فرش زير پاي امام را بوسه زد و گفت: "دين ما چنين از ما خواسته كه اين گونه به شريف ترين افراد زمان خود احترام كنيم."سپس از امام پرسيد: "نظر شما درباره گروهي كه ادعايي مي كنند و گروه ديگر آن ادعا را تاييد مي كنند، چيست؟"امام فرمود: "ادعاي فرقه اول درست است."ابوقره پرسيد: "نظر شما درباره گروه ديگري كه ادعايي دارند ولي گروه ديگري غير از خودشان آن را تصديق نمي نمايند، چيست؟"امام فرمود: "ادعاي گروه دوم بي اساس است."
ابوقره گفت: "ما (مسيحيان) ادعا داريم كه عيسي بن مريم روح اللَّه و كلمه خداست. مسلمانان در اين ادعا با ما موافقند. و مسلمانان ادعا دارند كه محمدصلي الله عليه وآله پيامبر است، ولي ما آن را قبول نداريم، بنابراين بهتر است در آن چيزي كه اتفاق نظر داريم همان را بگيريم. و اين كار شايسته تر از اختلاف است."
امام رضاعليه السلام فرمود: "نام تو چيست؟" او گفت: "يوحنا". فرمود: "اي يوحنا! ما ايمان به عيسايي داريم و آن عيسي را روح خدا و كلمه (مخلوق) خدا مي دانيم كه ايمان به محمدصلي الله عليه وآله داشته باشد و بشارت به آمدن او داده باشد و بر خود اقرار كند كه بنده خداست. اگر به ادعاي شما عيسي روح خدا و كلمه خدا است، ولي ايمان به محمد ندارد و بشارت به آمدن او نداده است و اقرار به عبوديت خود در برابر خدا نمي كند، ما از او بيزاريم. بنابراين ما در كدام نقطه با هم موافق هستيم، تا در همان نقطه با هم باشيم و آن را محور حل اختلافاتمان قرار دهيم؟"
ابوقُره از اين پاسخ دندان شكن در بن بست قرار گرفت و برخاست و با ناراحتي تمام به صفوان گفت: "برخيز برويم، از اين مجلس چيزي عايد ما نمي شود."(منتهي الامال)
با آل علي هر كه درافتاد برافتاد
بس تجربه كرديم در اين دير مكافات
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
حقيقت عشق ومحبت
طبق وعده ای که داده بودیم به بحث مختصر ودرحدامکان کاملی درموردموضوع محبت درمسیحیت واسلام می پردازیم ازهمه دوستان عزیزی که دراین موضوع مارابانظرات سازنده خودکمک میکنندتشکر میکنیم
ريشه محبت حب است به معني دوست داشتن كه اين حب وقتي زيادشودبه عشق تعبيرميشود وعشق يعني محبت زيادداشتن شعراي فارسي زبان عشق رااكسير مي نامندكه قدرت تبديل داردوعشق آن است كه دل راميكند واگرنباشد دل نيست ازجمله آثارعشق نيرووقدرت است مثل مرغي كه ازصداي كودكي فرارميكندوقتي بچه دارميشودقدرت دفاعي ميگيرد،عشق ومحبت سنگين راچالاك ميكندوكندذهن راتيزهوش،مثل پسرودختري كه ازدواج ميكنندهمان پسري كه تابحال بايد اورابه سختي بيدارميكردندبعدازدواج به تلاش وكوشش مي افتدتازندگي زناشوئي خودرااداره كند،عشق ازبخيل بخشنده وازكم طاقت وناشكيبامتحمل وشكيبا مي سازدعشق قواي خفته را بيدار ميكنندوعشق تصفيه گراست ونفس راتكميل ميكند
ازمحبت تلخهاشيرين شود
ازمحبت مسهازرين شود
عشق حصارشكن است وانسان راازخودپرستي خارج ميكندالبته حب ذات يدروجودهركسي وجوددارد وامر زائدي نيست سلاحي است كه مبارزه باخودپرستي باآن انجام پذيراست وبه همين جهت عشق ومحبت يك عامل بزرگ اخلاقي وتربيتي است مشروط براينكه خوب هدايت شودوصحيح استفاده شود[1]
عشق سازنده ياخراب كننده
علاقه وقتي به حدي رسيدكه انسان رامسخركندعشق ناميده شود كه انواعي داردبرخي زودگذر است كه دروجود حيوانات هم وجودداردبه سرعت مي ايدوبه سرعت ميرود وقابل اعتمادنيست انسان نوعي ديگراحساسات دارد كه ازلحاظ حقيقت مغايرباشهوت است بااين احساس معشوق درنظرش احترام پيدا ميكندبرخلاف نوع قبل كه فقط به فكرسوء استفاده است دراين نوع مدعي عشق فقط به فكرخوداست لكن درنوع سازنده فقط معشوق رامي بيندوخودرابراساس ميل وخواسته اوتربيت ميكند اين نوع عشق است كه دراديان الهي ازآن سخن به ميان آورده .
خشم وشهوت وصف حيواني بود
مهرورقت وصف انساني بود
[1] جاذبه دافعه شهيدمطهري
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
بنام اوكه جزاوهيچ نيست
شهادت رئيس مكتب علوم جهان مغزمتفكرجهان امام جعفرصادق (عليه السلام) برعاشقان علم ومعرفت وانديشه تسليت باد
طبق تحقيقات موسسه آكسفوردآلمان كه متشكل ازدانشمندان مختلف اديان الهي اعم ازمسيحي ويهويد و...براين مساله كه چرابه مكتب تشيع جعفري ميگويندبه اين نتيجه رسيدندكه اكثراكتشافات روزوعلمي بشري ريشه درروايات اين امام داردوسرانجام زانوي ادب برزمين زدندواعتراف كردندكه اين فرمايشات نميتواندازانسان معمولي صادرشودوبايدبه اين مطلب اعتراف كردكه اين سخنان اززبان معصوم صادرشده اكنون به پاره اي ازاين اعترافات اشاره ميكنم براي بدست آوردن كامل مطالب به كتاب مغزمتفكرشيعه جعفرصادق مراجعه فرمائيد
1-نظريه موادتشكيل دهنده بدن كه چندين قرن بعد مندليوف آنهارادرجدولي تنظيم كرد0كه تازمان حضرت نظريه بطلميوس حاكم برنظرات علمي جهان انروز بودكه ذرات جهان ازچهارعنصرتشكيل شده ولي حضرت فرمودندهرچه درخاك وجود دارد دربدن انسان هم وجود داردچهارعنصر خيلي زياد،هشت عنصركمترازاين چهارعنصرولي زيادترازعناصرديگروهشت عنصرهم كمتروبقيه عناصربه ميزان مختلف دربدن انسان وجود دارد،كه درچندقرن بعددركالبدشكافي كه فلاماندي فرانسه براعضاي تشكيل دهنده بدن انسان شدباشگفتي به نتيجه فرمايشات امام رسيدند كه دربدن 109عنصربه ترتيبي كه امام صادق فرموده بودوجوددارد
2-نظريه اي كه به اختراع تلسكوپ توسط گاليله ودانشمند قبل اوانجام شدكه اين هم درفرمايشات حضرت نهفته بود
3-اشاره حضرت به سرعت نوري
4-فرمايش علمي حضرت درموردعبوربيماري ازهمه عناصرحتي سرب به جزشيشه كه درتشكيل اتاق بستري ويژه درحال حاضراستفاده ميشود
5-آرامش كودك درزمانيكه درسمت چپ بدن مادرقراربگيردكه تاقرنها بعدحتي شيعيان رازاين موضوع رانمي دانستندوبه فرمايش حضرت بانگاه تقدس وگاهي تقيه مينگريستند
6-فرمايش حضرت كه طبق اعتراف اين دانشمندان، علم بشرهنوز به كشف آن نرسيده ازانرژي دروني ماده است كه به گفته اين دانشمندان انرژي هسته اي نيزشامل آن نميشود زيرااين انرژي كه ازانرژي اتم آزادشده انرژي ماده است ولي حضرت فرمودنداگريك كيلوماده ويك كيلوضد ماده تشكيل شود قادراست انرژي يك سال همه موجودات روي زمين راتامين كند
7-فرمايش حضرت برگردش زمين به دورخودوبه گردخورشيدكه تازمان حضرت اين نظرحاكم بودكه خورشيدبه دورزمين ميگرددوحضرت درسن 10سالگي درحضورپدرشان امام باقربه اين مطلب اشاره كردواثبات كرد كه زمين به دورخورشيد مي چرخد
آري اين نظرات حضرت ودههامورد ديگرراجع به علوم مختلف كه دراين كتاب وكتب ديگرمانندتوحيدمفضل،طب الصادق،وكتب ديگري كه ازحضرت به عنوان ميراثي پربهابراي شيعه مانده تنهانمي ازاقيانوس بيكران علم يكي ازامامان شيعه است كه تنهاچندصباحي توانست نظرات خودرابيان كند واگرنبودظلمي كه دستگاههاي ظلم وجوربه اين اهلبيت دارندكه به تعبير اين امام مظلوم كه حتي بين دوستانش مظلوم است فرمود«اگراين قدركه رسول خدادرمحبت
مااهلبيت سفارش كردبه بدرفتاري باما اهلبيت سفارش ميكرد نميتوانستند بيشترازاين به مااهلبيت ظلم كنند» به اميدروزي كه باظهورمنجي بشريت حضرت بقيه الله روحي له الفداه) ائمه هدايت بتوانندكشتي هدايت رابه ساحل بيكرانه علم ومعرفت برسانند
سینه ام مجمرپرآتش ودل شعله وراست
دیده ام چشمه جوشان شده ازغصه تراست
صادق ال عبایم من ودرخاک بقیع
بی نشان قبر من ازقبر همه دورتراست
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
بنام خدای عشق ومحبت![]()
خدایاعاشقان رابا غم عشق آشناکن ![]()
باتوجه به لطفهای برخی دوستان درموضوع « محبت دراسلام » که درچندپست گذاشته شدو سفارش کرده بودند این بحث رابطور کامل بیان کنیم قصددارم به این بحث را تاجائیکه توفیق باشم بپردازم تقاضامندم بانظرات خود درکیفیت مطالب کمک کنید.![]()
عشق ورزيدن وعلاقه به محبت ونيازبه آن درفطرت هرموجودزنده چه انسان وچه غير انسان نهفته شده كه اگر اين غريزه نباشدروابط صحيح برقرارنميشود.
ادعاي مسيحيان آن است كه اسلام بخاطرداشتن مسائلي مانندارتداد،جنگهاي مسلمانان اززمان پيامبرشان تاكنون وخونريزي هائيكه داشتند،سفارش كتاب آسماني آن برقتل وكشتاروعلاقه به كشته شدن وپيكارو...ديني است خشونت طلب وضدمحبت وعشق ولي مسيحيت قائل به محبت نمودن به انسانها واظهارمحبت حتي به دشمنان صلح جو ودين محبت وعشق است.
براي رسيدن به حقيقت چند سئوال مطرح است:
حقيقت عشق ومحبت چيست؟ريشه آن دركجاست؟آياحدومرزداردياخير؟عوامل ايجادآن چيست؟
آيااسلام بحثي درموردعشق ومحبت دارد؟اگراسلام دراين موردصحبت كرده چه تفاوتي بامحبت درمسيحيت دارد؟اگراسلام بحث كرده باآموزه هاي ديني خود مثل ارتدادوغيره قابل جمع است؟
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
![]()
![]()
نخست وزيرانگليس درزمان ملكه ويكتوريا درحاليكه قرآن رابادست بلندكرده بود فرياد ميزد((تازمانيكه اين قران دربين مسلمين حاكم است(واشاره به كعبه)واين كعبه!!؟ مانميتوانيم برآنهاسيطره پيداكنيم. ))![]()
![]()
![]()
آري طبق اين جمله واعترافات فراواني كه خونريزان عالم دارند تازمانيكه مسلمانان قران وخداي كعبه رادرنظرداشته باشند كافران نميتوانندبرمسلمانان چيره شوندزيراكه اين دو سبب اتحادويك قدرت بودن مسلمانهاراحفظ ميكند كعبه ايكه تمام مسلمين چه سياه پوست وچه سفيدپوست *چه عرب وچه عجم همه ماننديك تن واحددرزمان حج به گرد هم مي ايند ويكي ازاصلي ترين اوامر الهي(( قران اتحاد مسلمانها است)) كه انهارابرمي انگيزدقدرت خودراحفظ كنند ...وبراستي اگراينگونه بودمسلمانها دريك گروه ويك حلقه قرارميگرفتندامروز ماشاهداين ظلم وستمهابرمسلمانان مظلوم قدس شريف نبوديم كه به تعبيربنيانگذارروز جهاني قدس امام خميني(ره)ميفرمود((اگرمسلمانها هركدام يك سطل اب بريزند اسرائيل رااب ميبرد))يعني اگرمسلمانها باهم متحد مي شدند صهيونيست نميتوانست برمسلمانان مسلط شودواين تفرقه وسستي بخاطردورماندن ازتعاليم قران هستند
لوئي نهم پادشاه فرانسه درقرن هفتم ميگويد((براي رسيدن به هدف بايدازطريق فرهنگ واخلاقيات ودورساختن مسلمانان ازدين وايمانشان اقدام نمود))
به اميد ازادي قدس شريف ازچنگال خونريزان صهيونيست باتمسك به اوامرقرآن
واتحادمسلمانان![]()
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
کینیازدالگورکی(جاسوس روسی درایران وبنیانگذارفرقه ضاله بابیه وبهائیه )دریادداشتهای خود مینویسد:
پس ازپنج سال وچند ماه که درایران بودم به من ثابت شد که دین اسلام حق است ومیتواند بشرراسعادتمند کندوهیچ شک وشبه ای برای من باقی نمانده بود ونیت کرده بودم که درحضور امچراطور واعیان وبزرگان دولت بادلیل بیان کنم که:دین اسلام ناسخ تمام ادیان است وهیچ دین دیگری هم بعد از ان نخواهد امد وقبول این دین برای عموم مردم هم اجر اخرت داردوهم اجردنیا
اسلام به ذات خود ندارد هیچ عیب هرعیب که هست از مسلمانی ماست
(به نقل ازمجله شرق ارگان کمیسرخارجی شوروی اوت 1924و1925)
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
سخن ادوارد براون درمورد قران
1. ادوارد براون مي گويد: "تاريخ نشان مي دهد كه ملت ايران دين زردشت را از روي رضا رها كرد و با كمال رغبت دين اسلام را انتخاب نمود... ما كه يك نفر خارجي هستيم و نه مسلمانيم [و] نه زردشتي، وقتي قرآن را مطالعه مي كنيم و با كتاب زند و يازند و آثار زردشت كه مي گويند مال زردشت است... مقايسه مي كنيم، مي بينيم اصلاً با قرآن طرف نسبت نيست... .
ايرانيان كه كور نبودند؛ از يك طرف، قرآن را مي ديدند و از طرف ديگر، كتاب زردشت را مشاهده مي كردند كه اين دو قابل مقايسه نيستند. قهراً قرآن را انتخاب مي كردند."(1)
وي در جايي ديگر مي گويد: "هر چه بيشتر به مطالعه قرآن مي پردازم و هر چه بيشتر براي درك روح قرآن كوشش مي كنم، بيشتر متوجه قدر و منزلت آن میشوم
1) مجموعه آثار شهيد مطهري، ج 21، ص 180.
2) تاريخ ادبي ايران، ادوارد براون، ترجمه علي پاشا صالح، ص 115، به نقل از: نگرشي تاريخي بر رويارويي غرب و اسلام، ص 357.
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
اين مطالبي كه درموردعشق حقيقي گفته شد برآمده ازكتاب مقدس مسلمانان است وبه راستي همانطور كه حقيقت گويان اديان ديگربخصوص مسيحيت معترف است روزي خواهد امد كه قوانين راهگشاي قران اداره جهان رابرعهده ميگيرد
كليسا، مسيحيان را از حقايق قرآن دور مى كند
گوته میگوید :
استعمار و كليسا نگذاشته اند قرآن و معناى دستورات آن به مردم برسد. و سپس چنين ادامه مى دهد:ساليان دراز كشيشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگهداشته اند. اما هرقدر كه ماقدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصب نابجا را دريده ايم ، عظمت احكام مقدس اسلام كه قرآن مجموعه آن است ، بهت و حيرت عجيبى در ما بوجود آورده است و دور نيست كه اين كتاب توصيف ناپذير، توجه عالم را به خود جلب نموده ، تاءثير عميقى در علم و دانش جهان گذاشته و بالنتيجه جهان مدار گردد. (پنجگام دين)
به اميد حضرت دوست تاپايان ماه مبارك هرروزجمله اي ازبزرگان اديان مختلف درمورد قران درمعرض تماشا ميگذارم
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |














